نقطه های روشن ایمان من چشمان توست ...

۲۱ دی ۹۴ ، ۱۷:۰۸

استاد

الان چند روزه ورد شب و روزم  شده: من استادم رو می خوام.

برای شروع، برای انگیزه، برای ادامه ، برای فهمیدن اینکه با خودم چند چندم؟ برای اینکه بفهمم باید چیکار کنم؟

کلاً برای اینکه ذهنمو مرتب کنه و هلم بده.

و دقیقاً از همون موقع که به این فکر افتادم ، دارم کارایی می کنم که می دونم اگه بفهمه دیگه نگامم نمی کنه.

آهنگ گوش میدم، خیال بافی می کنم، میشینم یه گوشه و تمام مدت توی سر خودم می زنم، کلاً هر حرام اخلاقی که ذهن رو مشوش و غیرقابل کنترل می کنه، انجام دادم( یه جورایی مسکری نماند که نخوردم و واز سایر معاصی منکری نماند که نکردم)

جالب تر از همه اینه که الانم دارم آهنگ گوش میدم و خودم رو بابت نوشتن همینا له می کنم.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۱
دینا .م

نظرات  (۴)

۳۰ دی ۹۴ ، ۲۳:۳۵ خارج ازچارچوب
یادم افتاد که... منم استاد می‌خوام...جاش خیلی خالیه.
نکن این کارا
۲۸ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۰۳ مهندس رضا عباسی
پیچیده می نویسی
بازم مثه حال و روز من......

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی