نقطه های روشن ایمان من چشمان توست ...

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱۷ مهر ۹۴ ، ۰۱:۲۲

زن بودن و زنانه بودن

جیوگی از برنامه های امیدوار کننده ی صدا و سیماست، این که بالاخره داره به خودش یه تکونی میده و گوه های جدیدی از برنامه رو امتحان می کنه.
آخرین قسمتی که من دیدم درباره ی زن و مرد و این که آیا اصلا تفاوتی دارن یا نه واگر دارن ریشه این تفاوت چیه؟
اجتماعی؟ فرهنگی؟ تاریخی؟ بیولوژیکی یا هر چیز دیگه.
طبق معمول به دلیلی که من نمی دونم چیه ، بحث پیرامون زن و مرد کشید به بحث کار زن خارج از خانه و چگونگی اون.
الان نمی خوام اصلن در ابن باره حرف بزنم که کار زن بیرون خونه خوبه یا نه، می خوام بپرسم چرا کسی نمیاد در این مورد بحث کنه  که چرا زن های ما این قدر دست و پا می زنن برای کار کردن، خصوصا کارهای مردانه، یعنی کار هر چه مردانه تر ، خواستنی تر.
و چرا خانم های ما کارهای زنانه رو ننگ می دونن؟
چرا خانه داری و همسر داری و بچه داری در فرهنگ ما معادل بی سوادی، بی فرهنگی و توسری خور بودن زنه؟
چرا ما زن ها برای اثبات خودمون در جامعه فعلی کارهایی رو به دوش بگیریم که که متناسب با فیزیولوژی و سیستم روانیمون نیست؟
چرا ما برای این که تحقیر نشیم( حتی توسط بقیه خانم ها) باید تن به چیزهایی بدیم برامون هیچی نداره؟
و بدتر از همه ی این ها چرا ما به این سیستم راضی هستیم؟ 
مسلمه وقتی در یک جامعه ای ، فرد احساس کنه به خاطر کارهاش مورد تقدیر قرار نمی گیره و تحقیر میشه، تلاش می کنه از راه دیگه ایی اون عزت و سربلندی برسه، هرچند اون راه رو دوست نداشته باشه و اذیت بشه. هر چند به خاطر اون کار خیلی چیزهای ارزشمند رو از دست بده، حتی اگه به خاطر اون کار دیگه آرامش روانی نداشته باشه.
و نتیجه ی همه ی این حتی ها اینه که فلرد وقتی اون تقدیر رو هم دریافت کنه ( که در خیلی از موارد نمیکنه) بازها خوشحال نیست، چون این وسط اون قدر چیز از دست داده که الان شده پر خلاء
الان زن ایرانی اگر بنشینه توی خونه و بخوا مادری کنه، بخواد یه فضای آرام بخش برای بچه هاش ایجاد کنه و درکنارش اون قدر وقت داشته باشه که بتونه به علاقه مندی های خودش برسه، و از جسم و روحش چند برابر توانشون کار نکشه و بتونهن از همسر بودنش لذت ببره ، میشه یک انسان املِ بی سوادِ بی فرهنگِ تو سری خور.
بابام میگه الان کسایی هستن که میگن برا دختر ما کار جور کن ما حاضریم حتی پول هم بدیم بهت، چرا؟ چون نره سرکار افسرده میشه!!!!!!!!
یه بنده خدایی می گفت، توی یکی از شهرهای کرد نشین هنوز رسمه، وقتی یه زن زایمان می کنه ، بزرگای فامیل جمع می شن و میان از این زن تشکر می کنن، چرا؟ چون تو سختی بارداری رو تحمل کردی، تو زایمان کردی و الان داری بچه شیر میدی، اینا ارزشمندن و به خاطر اینا ما ازت تشکر می کنیم.
واقعا چند درصد آدما این طور نگاه می کنن؟
چند درصد آدما کارها زنانه رو ازرشمند می دونن؟
چند درصد آدما اصلن کارهای زنانه رو کار می دونن؟
این نوع نگاهه که باعث میشه زن ها برای اثبات خودشون تن بدن به کار کردن توی معدن، یا سر پروژه ها توی کوه ها، یا وسط بیابون ( من برای تک تک اینا الان مثال شخصی دارم که میگما، توی هوا نمیگم)
اگر زن بودن وز نانه عمل کردن ارزشمند بود این همه تقاضای زن ها برای کارها نامتناسب باهاشون بالا نمی رفت ازون طرف سن فرسودگی شون این قدر پایین نمی اومد.
حالا من دارم میگم کار زن بیرون از خونه بده؟
به عنوان یک حکم کلی؟
نع. 
ما توی جامعه شغل هایی داریم که باید زن باشند، مثل معلم و دکتر و پرستار و شغل هایی ازین قبیل.
ازون طرف زن هایی داریم که سرپرست خانوارند ( که این هم به نظر من غلطه و سیستم اداره جامعه نباید طوری باشه که هیچ وقت  وظیفه امرار معاش خانواده به عهده زن بیوفته، ولی خب ما داریم توی این جامعه زندگی می کنیم نه یک جامعه ایده آل) که اونا هم باید محل درآمد داشته باشند و اقسام دیگه ای که نشون میده نمیشه گفتن کار زن خارج از خانه به خودیه خود بده.
اون جا بد میشه که ارزش زن بسته به کار میشه، زن هویت و موقعیتی نداشته باشه مگر با کارش.
اینه که غلطه.
اون جا بد میشه که از زن انتظار میره که کار کنه و توی درآمد خونه سهم داشته باشه ( به طریق مناسب یا نا مناسب) 
اینه که غلطه.
و غلط تر از همه ی اینا،باورندن این موضوع به خود خانم هاست و گرفتن هویت زنانه ازشونه جوری که دیگه برای راضی کردنم خانم به کار تلاشی لازم نیست، اون خودش مشتاقه برای پریدن در این ورطه

پ.ن: حالا توی این مطلب به مشکلاتی که شاغل بودن زن ها برای خانواده و خصوصا برای بچه ها ایجاد می کنه نکردیم، به اینکه چقدر توی روابط زن وشوهر تاثیر میذااره اشاره نکردیم . خیلی چیزای دیگه.
پ.ن 2: بیشتر از همه ازون جمله ایی زورم اومد که یه آقاهه گفت: یعنی یه خانم که می تونه توی دانشگاه تدریس کنه، بیاد بشینه توی خونه برای تو غذا بپزه، بچه ت رو بزرگ کنه؟
 یعنی چقدر این نگاه درونی شده که خانه داری و بچه داری به عنوان مثال هایی برای کارهای حقیر به کار میرن.
.
 

دینا .م