نقطه های روشن ایمان من چشمان توست ...

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

می نویسم, پاک میکنم

ثبت می کنم, حذف می کنم

پنل و باز می کنم, گوشی رو پرت می کنم اونوور

حرف هایی هست که جاش این جا نیست, ولی هیچ حای دیگه هم نیست, هیچ کسی هم نیست

دارم حناق میگیرم

دینا .م
۰۷ آبان ۹۴ ، ۰۰:۵۰

بارون بارون بارونَ هی

خدا رو هزار بار شکر این جا هم بارون اومد و ما امسال آرزو به دل نمیندیم.

خداییش برای ما خوزستانی ها بارون شده عقده، یه بار همچین تند و شلاقی بزنه ، آدم بره زیرش ، موش آب کشیده بیاد بیرون.



پ.ن: حالا یه بارم که بارون اومده هی پیام میدن، نرید زیر بارون، سمیه، اسیدیه، سرطان زاست، من می دونم آخرش آرزو به دل میمیرم.
دینا .م