نقطه های روشن ایمان من چشمان توست ...

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۱۷ آذر ۹۵ ، ۰۵:۴۲

مهربونی

مهربانی ها منو به بغض می ندازه. مهربانی های توی فیلم ها . فرقی نداره از چه جنس مهربونی . دو تا دوست. پدر به فرزند. دو تا غریبه، بچه به والدین( عجیب محبت مادر به بچه منو تحت تاثیر قرار نمیده) مهربونی های ناگهانی یا غیر منتظره. یا مهربونی های خیلی  بزرگ. می دونم که مربوط به موسیقی متن نیست، ولی در مهربانی ها( نه عاشقانه ها) یه حس غریبی هست، که می خوای باشه بیشتر و بیشتر و بیشتر، حتی اگه می دونی واقعی نیست، فیلمه یا هر چیزدیگه. ولی این مهربونی ها باید باشه. 



پ.ن:ببخشید ،می دونم خیلی واضح نبود.

دینا .م
1- هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید.
2- فیلم خودش رو هم که بکشه ، کلی هم جلوه های ویژه که داشته باشه نمی تونه به پای کارتون برسه، توی درخشندگی و قوی بودن رنگ ها . واقعیت کلا همیشه از خیال یه قدم عقب تره توی هیجان انگیزی. یه چیزی تو مایه های تفاوت تصاویر warcraft  و the battle for middle earth.
3- خیانت به خودمونه که ذهنمون رو پر کنیم از خیال های رنگی و از واقعیت زندگیمون انتظار رقابت با چیزی رو داشته باشیم که اصلا پتانسیل رقابت باهاش رو نداشته باشه.
4- هر  چی تصاویر خیالی مایه های نزدیکی با واقعیت رو بیشتر داشته باشن ذهن بیشتر گول می خوره  که می تونه واقعیت خودش رو با اونا مقایسه کنه. برای همین یه عاشقانه ی وطنی  مثل شهرزاد خیلی بیشتر به دل خیال ما میشینه تا خیلی رمانتیک های خیلی قوی هالیوودی دیگه.
5- قدرت خیال یه تیغ دو لبه ست که هر دوطرفش خیلی تیزه. ولی ما بیشتر ازش زخم می خوریم تا باهاش چیزی بسازیم.

پ.ن: درد این جاست که من همیشه امثال warcraft  رو ترجیح دادم.
دینا .م